تجربیات آلرژی (داستان چهارم)

تجربیات آلرژی (داستان چهارم)

با فرزندم داستان آلرژی کودکی دیگر  را از مامان‌های عضو سایت/کانال را ارائه می‌کند:

 

سلام. پسرم از شب اولی که به دنیا اومد بیقرار بود وجیغ و گریه. آروم نبود این بچه به هیچ عنوان.
دکتر که می‌بردم میگفتم اینجوریه، میگفت حساسی.مامان لوسی هستی و از این حرفا. بگم‌که پیش یه فوق تخصص نوزادان معروف میبردم. اما میگفت الکی گیر میدی به بچه. ۵ ماه تمام این بچه بیقرار بود. درطول روز جز تو تاب برقی نمیخوابید. یا روپا که میذاشتم، تا میذاشتم پایین بیدار میشد.
چندروز مونده بود ۵ماهش تموم شه، پوست پاهاش خشک شد و صورتش اگزما زد. دقیقا اول ۶ ماهگی تو مدفوعش خون دیدم.
خودم سرچ کردم فهمیدم آلرژی داره، اول لبنیات رو قطع کردم که از گروه‌های مادران شنیده بودم.
خالم پزشکه، باهاش صحبت کردم، باعلائم پسرم، تایید کرد که آلرژی داره. پیش دکتر فوق تخصص آلرژی بردم.

بعد کم‌کم موادغذایی دیگه‌ای رو قطع کردم.
اگزماهاش خوب شد.
رفلاکسش خوب شد. رفلاکسش پنهان بود تا موقعی که فهمیدیم آلرژی داره،نمیدونستیم رفلاکس داره.
موکوس مدفوعش خوب شد(بعدن فهمیدم که ۵ ماه مدفوعش موکوسی بود و من چیزی نمیدونستم).

آخرین چیزهم گلوتن حذف شد. صبحانه‌ام فرنی با آب بود مدت‌های طولانی.
یه جا شهرستان سفارش میدادیم نون با آرد ذرت میپختن. خوشبختانه پسرم با ذرت مشکلی نداشت.
تا یک سالگی همین بود. جز چندتا چیز، چیز دیگه‌ای نمیخوردیم.
کم‌کم دکتر اجازه تست موادغذایی رو داد، خداروشکرالان پسرم خیلی چیزها رومیخوره(۲سال و ۴ماهشه).اما با خیلی چیزها بخصوص آجیل، سویا و… مشکل شدید داره.

 

با وجود اینکه میدونستم‌‌ احتمال آلرژی داشتن‌بچه دوم زیاده،اما باز باهمه سختیاش،باردار شدم‌.
از دکتر آلرژی پسرم پرسیدم‌ و یه‌سری توصیه ها کرد که انجام بدم که انشالله بچه دوم آلرژی نگیره، اما امیدوارمون نکرد که بی آلرژی باشه.گفت حدود دو ماهگیش بیارینش تا چک کنم که آلرژی داره یا نه‌. از لحظه ای که دخترم به دنیا اومد من استرس آلرژیش رو داشتم. هر علامت کوچیکی که میدیدم به خالم میگفتم، همونطور که خالم میگفت و دکترپسرم میگفتن گاهی علائم تو روزای اول به دنیا اومدن همه بچه‌ها دارن اما نشونی از آلرژی نیس. دخترم خیلی هم آروم بود و بیقرار نبود اصلا‌. همه میگفتن مطمئن باش آلرژی نداره اما من میدونستم داره. اول از همه اگزما زد، بعد مدفوع موکوسی و بعد بیقراری. از ۴۰ روزگیش این علائم شروع شد.
یه عکس ازش واسه خالم فرستادم،گفت تا دیدم فهمیدم آلرژی داره.
۵۳ روزش که بود پیش دکتر پسرم بردیمش و تایید کرد که آلرژی داره.
دخترم الان دو ماه و یه هفتشه،با همه پرهیزام همچنان بیقراره. اگزماهاش خیلی بهتر شده. مدفوع موکوسیش هم خیلی بهتره. اما بیقراره.

از اون طرف پسرم بزرگ شده و بعضی چیزها رو نمیشه ازش گرفت،(مخصوصا خونه کسی،خودمون که خیلی چیزا از خونمون‌ حذف شده)، میخوره و اگزماهای وحشتناک میزنه. خیلی غصه میخورم روزا. واسه جفتشون. اما خودم‌ رو امیدوار میکنم که همون طور که پسرم بهتر شده،دخترم هم بهتر میشه و جفتشون خوب میشن.

آلرژی بچه ها کاملا ارثیه. ازهردو طرف داریم آلرژی و به خصوص آلرژی کودکان تو خانواده همسرم چندمورد هست.
من خودم یکی از بچه های اقوام همسر رو کشف کردم که آلرژی داره.

بااین‌همه اطلاعات در مورد آلرژی خیلی کمه. خوشبختانه دور از خانواده‌ها هستیم وگرنه دردسر بزرگی داشتم برای توضیح به همه.
هرچند اولش میگفتن بخور، بیخیال. اما کم‌کم متوجه شدن نه شوخی بردار نیس. مثلا مادر همسرم اول میگفت یه جوری میگین انگار بچه، بچه خاصیه. یا مامانم میگفت، تو الکی سخت میگیری،بچه فلانی فقط به لبنیات آلرژی داره و مادره فقط شیر و ماست و پنیر نمیخوره،وگرنه شیرینی و کیک و اینا میخوره! بهرحال مشکل عدم‌اطلاع نسبت به آلرژی همه جاییه و مشکل همه ما مامانای آلرژیداره.

یه چیز مهم هم بگم
اولین بار که پسرم رو بیمارستان،پیش دکتر آلرژی بردم،خداروشکر کردم که پسرم‌ آلرژی و رفلاکس داره و مشکل دیگه‌ای نداره. چقدر بچه بودن با مشکل ریه، قلب و… .  مامان‌هایی که بچه های آلرژی دار دارین نا امید نشین. چون این بیماری درمان داره ولی فقط صبر می‌خواد.

نون ذرت رو هم از شهرستان بابل می گیرم
آدرسش:
میدان حمزه کلا، روبروی بانک سپه (اگه اشتباه نکنم)
مغازه نانک