تجربیات آلرژی (داستان پنجم)

تجربیات آلرژی (داستان پنجم)

با فرزندم داستان آلرژی کودکی دیگر  را از مامان‌های عضو سایت/کانال را ارائه می‌کند:

 

سلام به همه دوستان عزیز
دختر من تازه دوسالش شده تو این دوسال چه شبها و روزایی که نگذروندیم.
واقعا دنبال جایی بودم که درد ایی رو بگم که باهاش توی این مدت آشنا شدم و برای مادرها و پدرها بگم که  هر لحظه گذروندن اش چه انرژی رو از آدم میگیره. دختر من دوماهش بود فهمیدیم چه بلایی سرمون اومده صورتش مث لبو سرخ می‌شد و مث ترک‌های کویر شکاف بر میداشت و از لابه لاش خون میزد بیرون هر کی یه نظری می‌داد که روغن زیتون بزن خوب می‌شه فلان بزن خوب میشه هزار جور کرم و پماد‌… . تا اینکه تو یه گروهی مطرح کردم و یه دکتر متخصص الرژی معرفی کردن. وقتی بردم گفت که فعلا تا چهار ماه یه سری چیزا رو کم کم بخورم تا ببینم به کدوم عکس العمل نشون میده تا ۴ ماهش بشه بتونن تست کنن و تو این دوماه بماند که چی به ما گذشت. ۴ ماهه که شد تست آلرژی ازش گرفتن و معلوم شد که به لبنیات و پروتین گاوی و گوسفندی و سیب زمین و گوجه حساسیت داره. دکتر ما گفت که هیچی نباید بخوره از این چیزا به هیچ وجه و فقط یه سری پماد داشت و صابون. چیزایی که دخترم یهشون حساسه رو نه من می‌خوردم و نه دخترم. الان که دو سالشه شده و از شیر گرفتمش، از تمام محدودیت های غذایی رها شدم. اما حتی دلم نمیاد که خوشحال باشم چون دخترم هنوز معلوم نیس که تا کی باید این مدل زندگی با محدودیت رو تحمل کنه. البته دکترش پیش بینی کرده که تا ۴ سالگیش همه چیز خوب می شه به شرط اینکه الان کاملا رعایت کنه.
خدا به همه بچه ها کمک کنه واقعا خدا به همه مامانا کمک کنه که توان تحمل این رژیم سخت رو داشته باشن.
ممنونم از سایت با فرزندم که این فرصت رو بهم دادین که درد دلمون و به گوش بقیه والدین برسونم.